در عصر دانایی با دانا خبر      دانایی؛ توانایی است      توانا بود هرکه دانا بود               ز دانش دل پیر برنا بود      دانا خبر نخستین مرجع اخبار علمی - آموزشی در ایران      دانا خبر گزارشگر هر تحول علمی در ایران و جهان      دانایی محوری زیربنای توسعه و پیشرفت ایران اسلامی      دانایی کلید موفقیت در هزاره سوم      گزارش کامل هر تحول علمی را در دانا خبر ببینید      
کد خبر: ۱۲۵۵۸۶۴
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۵
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
ذخیره فایل
مثلث طلایی روابط
در قانون من، او و تو؛ من نگاه نمی‌کنم تو چقدر من را دوست داری، من هم به همان اندازه دوستت داشته باشم.

این قانون یکی از قوانین اصلی و بنیادین است. منظور از "او" در این قانون، خداست. یک مثلث درست می‌شود که به آن می‌گوییم مثلث طلایی. در این قانون من به‌عنوان یک بانوی مسلمان متأهل، به‌جای اینکه بخواهم یک خط صاف به تو که شوهرم هستی بکشم، خطی می‌کشم که قبل از اینکه به تو برسد، به او برسد، و او "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" است، خدای یگانه‌ است.
در قانون من، او و تو؛ من نگاه نمی‌کنم تو چقدر من را دوست داری، من هم به همان اندازه دوستت داشته باشم. اگر کم‌فروشی و بداخلاقی کرد، من هم بداخلاقی می‌کنم. این قانون، قانون من و توست، یک ارتباط متقابل وجود دارد. در حالی که قانون مهارت‌های توحیدی همسرداری، فراتر از این‌هاست. با اینکه فوق‌العاده به محبتِ تُوی همسر نیاز دارم و ازدواج کردم برای اینکه نیازهای خودم و تو، در این رابطه به‌شکل پاک و طبیعی و زیبا و سالمی برطرف شود، اما گدای محبت تو نیستم. قبل از اینکه فکر کنم تو چه‌کار در حق من کردی، تا همان را در حقت انجام دهم، به او نگاه می‌کنم که بیش از تو عاشق من است و او که بیش از من عاشق توست، به این فکر می‌کنم که در ارتباط با من و تو از ما چه توقعی دارد. من نگاه می‌کنم ببینم خدا که قرار است وسط زندگی ما باشد، می‌خواهد من در تمام حالات خوب و بد زندگی با تُوی همسر چه‌طور رفتار کنم. من اصلاً اسیر تو نمی‌شوم. اسیر یکی دیگرم و آن هم خداست.
در قانون من، او، تو؛ خیلی وقت‌ها نیاز است که از خودگذشتگی‌های ناب کنیم. وقتی می‌گوییم قرار است اگر همسرمان در حد فرعون بد است، بداخلاق است، بدرفتار است، بدگفتار است تحمل کنیم، منظورمان تحمل از سر بدبختی و بیچارگی نیست. تحمل از این قاعده و قانون برمی‌خیزد که من می‌خواهم صبر خلاق کنم نه صبر منفعل.


قانون عشقِ نخستین:
عاشقی می‌کنم به عشقِ عشق نخستین. طبق این قانون، من قبل از اینکه عاشق همسرم بودم کس دیگری بوده که دوستش داشتم. بعضی‌ها می‌گویند: «هیچ عشقی به پای عشق نخستین نمی‌رسد.» راست می‌گویند، اما راه را اشتباه رفتند.
عشق نخستین، مهم‌ترین عشقی است که هرکس اگر آن را پیدا کند، در حالت شکر و سرمستی می‌تواند عشق‌ورزی کند، ولی در آن عشق نخستین، عاشقی هست که تو را برای خودت بخواهد نه برای جسمت، نه برای خوبی‌هایت. یعنی حتی بیشتر از هرکسی به بدی‌هایت آگاه است اما مراقب است آبرویت جلوی کسی نرود. دلش می‌خواهد خار به پای تو نرود و اصلاً به تو نیاز ندارد چون بی‌نیاز مطلق است، و او کسی نیست جز خدا.


مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: