در عصر دانایی با دانا خبر      دانایی؛ توانایی است      دانا خبر گزارشگر هر تحول علمی در ایران و جهان      دانایی کلید موفقیت در هزاره سوم      
کد خبر: ۱۱۵۴۶۰۹
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۷
دکتر داود فیرحی از چالش‌های پیش روی جهان اسلام می‌گوید؛
نویسنده: محمود ابراهیمی سعید
مساله منطقه بحث شیعه و سنی نیست بلکه مساله منطقه پدیده ای است به نام افراط گرایی مذهبی که خود را در چهره تقابل های مذهبی ظاهر می کند. یکی از عوامل اصلی افراط گرایی در منطقه انسدادهای سیاسی است. ممکن است این انسداد در سطح ملی یا بین المللی باشد که متاسفانه تبیین های مذهبی نیز پیدا کرده است.

1گروه راهبرد - خبرگزاری دانا: دکتر داوود فیرحی استاد دانشگاه و تحلیل گری است که بیشتر تحقیقات سیاسی خود را با نگاهی به موانع و راهبردهای جهان اسلام انجام داده است. وی اخیرا در میزگردی که چندی پیش با محوریت «تقابل شیعه- سنی چالش پیش روی جهان اسلام» در «دیپلماسی ایرانی» برگزار شد، با اشاره به چالش های سیاسی و مذهبی خاورمیانه و سوریه به بسط عوامل انسداد سیاسی و رادیکالیزم مذهبی پرداخت. آنچه در زیر می آید متن کامل گفتار دکتر فیرحی در میزگرد مذکور است.

نسبت وثیق تثلیث نظامی‌گری، انسداد سیاسی و رادیکالیزم

اگر به تاریخ تحولات فکر اسلامی در دوره معاصر نگاه کنیم می توان دهه 1924 به بعد را نقطه عطف بدانیم که این نقطه عطف عبارت است از فروپاشی خلافت اسلامی و پیدایش دولت هایی که دو چهره داشتند: سکولار و اقتدارگرا.

این دولت ها سه ویژگی داشتند سکولار بودند و اقتدار گرا - که با سکولاریسم به مثابه یک ایدئولوژی برخورد می کردند - و دیگر اینکه دولت های ناکامی بودند و اهدافی همانند رفاه و امنیت و توسعه اجتماعی را برآورده نکردند. بنابراین جنبش هایی ظهور پیدا کردند که عکس این بودند، به معنای روشن تر جنبش هایی بودند که الف- خواسته های مذهبی داشتند، ب- کم و بیش گرایش های دموکراتیک پیدا کردند و ج- بیشتر با تکیه بر شکست دولت در سیاست های رفاهی و اجتماعی میل به نوعی عدالت اجتماعی داشتند. این جنبش ها در درون دنیای سنی دو جریان بزرگ هستند: جنبش های سلفی و جنبش های اخوانی.

رادیکالیسم نظامی از سلفی گری تا اخوانی گرایی

جالب است که هر دو جنبش ابتدا گرایش های مسلحانه داشتند، یعنی هم سلفی ها شاخه نظامی داشتند به نام نظام خاص و هم اخوانی ها نیز اینگونه گرایش های نظامی را در پرونده خود داشتند. این نظامی گری در هر جایی که کشور با یک انسداد سیاسی مواجه شده است، رادیکالیزم جدی را تولید کرد که نمونه های آن نیز قابل مشاهده است.در این خصوص اندونزی و سوریه را می توان به صورت موردی مورد مطالعه قرار داد. در هر یک از کشورهایی که انسداد سیاسی رفع شد به عنوان مثال در سال های 2003 و 2004 و یا انتخابات 1999 در مالزی سیستم انتخاباتی نسبتا شفافی شکل گرفت و دموکراسی پیدا شد با نامThe System of Open" "Party Listبه معنای نظام لیست های حزبی باز. پس از آن در سال 2009 شاهد فروکش کردن رادیکالیزم و به ویژه ایده های جماعت اسلامی بودیم که تا حدود 86 درصد فروکش کرد.

در سوریه نیز در زمان هایی شاهد حضور اخوانی ها هستیم. اساسا اندیشه های اخوانی گرایش چندانی به تاسیس حکومت اسلامی نداشتند اما اختلاف های 1965 و همچنین بحران 1982در سوریه سرانجام اخوان را به سمت تاسیس نهادهای نظامی همانند کتائب محمد و یا گردان های محمد رسول الله کشاند. بنابراین انسداد سیاسی با این وضعیت رابطه مثبت دارد، بدین معنا هرجا که انسداد شکل گرفت حتی دموکراتیک ترین گرایش هایی که در سوریه اخوانی ها بودند نیز رادیکال شدند که رادیکالزم آنها روز به روز جدی تر هم می شود.

در کشورهای خاورمیانه رادیکالیزم خصلت پاتولوژیک دارد

نکته مهم دیگر مساله تغییر ماهیت در رادیکالیزم در منطقه بوده که آن جهانی شدن رادیکالیزم در منطقه است. اصطلاحا گفته می شود در کشورهای خاورمیانه رادیکالیزم خصلت پاتولوژیک، یعنی خصلت درد مزمن دارد و مفهوم این درد نیز بدین معناست که هر جا را معالجه کنید این درد به جای دیگری مهاجرت می کند که شرایط مساعدتر است. به عنوان مثال زمانی که اندونزی را معالجه می کنید بخش های رادیکال به افغانستان مهاجرت می کنند و زمانی که مثلا مصر را معالجه می کنید این بیماری به کشورهای دیگر منتقل می شود.

مدیریت دموکراتیک، لازمه فرار از افراط گرایی

تحلیلی که می توان در این باره گفت این است که تا زمانی که کشورهای اسلامی نتوانند مدیریت دموکراتیکی نسبت به افراط گرایی مذهبی داشته باشند این افراط گرایی به سمت جایی حرکت خواهد کرد که در آنجا انسداد وجود دارد. فرض کنید هر کشوری که مشکلات خود را حل کند رادیکالیزم به کشور دیگر مهاجرت می کند. به عنوان مثال اگر مشکل سوریه حل شود و تمامی جناح ها به توافقی دموکراتیک دست پیدا کنند به احتمال 90 درصد این رادیکالیزم به اردن یا عربستان مهاجرت خواهد کرد.

مهاجرت رادیکالیسم از سرزمین‌هایی که دیگر انسداد سیاسی ندارند

این مساله بدان معناست که رادیکالیزم پدیده منطقه ای جهانی است و هرکجا که این آسیب (انسداد سیاسی) وجود دارد شکل می گیرد و هر کجا که انسداد از بین رفت به جای دیگری مهاجرت می کند. همانطور که شاهد هستید در سوریه این مهاجرت از کشورهای غربی نیز صورت گرفته است. برداشت من این است که به فرض آنکه اگر کشورهای اسلامی به ویژه در خاورمیانه بتوانند رادیکالیزم را از طریق دموکراتیزه کردن حل کنند (همین اتفاقی که در ترکیه و تونس و مصر رخ می دهد) به احتمال زیاد این رادیکالیزم جای خود را درمیان مهاجران مسلمان غربی پیدا خواهد کرد، یعنی از این منطقه عبور می کند. نتیجه تحلیل این است که این خصلت پاتولوژیک به هر منطقه ای که نفوذ می کند ادبیات آنجا را می گیرد و در حال حاضر به دلیل آنکه در هلال سبز و مناطق شیعه نشین قرار گرفته در حقیقت به روایت شیعه و سنی افزوده است و اگر قطع شود به احتمال زیاد دوباره با اتفاقی به منطقه بازخواهد گشت.


ارسال نظر