در عصر دانایی با دانا خبر      دانایی؛ توانایی است      دانا خبر گزارشگر هر تحول علمی در ایران و جهان      دانایی کلید موفقیت در هزاره سوم      
کد خبر: ۱۱۶۸۵۲۵
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۲
برخی معتقدند علاقه شاه به مدرنیسم در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و در عین حال جلوگیری از مدرنیسم سیاسی، باعث ایجاد یک رشد نامتوازن در وضعیت ایران شد و همین عامل باعث سقوط وی بود.

گروه راهبرد خبرگزاری دانا- محمدرضا پهلوی، شاه ایران از 25 شهریور 1320 تا 22 بهمن 1357، در طول سلطنت خود رفتارهای خاصی را در پیش گرفت و در برهه هایی تغییر عقایدی داد که به گفته کارشناسان همان رفتارها و تغییر عقاید، باعث سقوط وی شد.

فرهنگ

شاه در عرصه فرهنگی، اگرچه به دنبال نوزایی بود، اما فرهنگ مد نظر وی، الگویی برگرفته از نمادهای غربی و به ویژه آمریکایی بود. محمدرضا پهلوی اگر چه خود را فردی مذهبی نشان می داد، ولی در عمل الگوهایی را در ایران به وجود می آورد که عملا در تضاد با فرهنگ مذهبی و شیعی مردم ایران بود که برای مثال ایجاد جشن های 2500 ساله در شیراز نمونه ای از این رفتارها بود.

اقتصاد

شاه در زمینه اقتصادی، با ایجاد انقلابی موسوم به «انقلاب مردم و شاه»، در صدد حذف سیستم «ارباب- رعیتی» بود که به نظر برخی از کارشناسان این امر اگر چه در نگاه اول، مساله ای مطلوب انگاشته می شود، اما شکل اجرای این مساله ایراد داشت و از طرف دیگر، صنعتی شدن یکی دیگر از علایق شاه بود که اتفاقا اصلاحات ارضی در جهت عکس مدرنیزاسیون صنعتی حرکت می کرد. در عین حال از دیگر مصائبی که می توان در عرصه اقتصادی به آنها اشاره کرد، افزایش قیمت جهانی نفت و در پی آن ایجاد بیماری هلندی در اقتصاد بود بدین معنا که بیکاری و تورم در برهه ای افزایش یافت و در عین حال مصرف گرایی و عدم تولید در جامعه ایران گسترش یافت به طوری که سعید لیلاز معتقد است اگر برنامه ششم عمرانی شاه اجرایی می شد، بدهی خارجی ایران در پایان سال 61، به رقمی در حدود 120 میلیارد دلار می رسید.

سیاست

محمدرضا پهلوی اگر چه دوران زمامداری محمد مصدق هم دچار تزلزل شد و حتی یک بار هم از ایران گریخت ولی در آن موقع شاه جوان بود بعد از کودتای 28 مرداد 1332 محمدرضا پهلوی به اشکال مختلفی سعی کرد، پایه های قدرت خود را استحکام بخشد و در عین حال تا سال 1353، با اندکی مسامحه در برابر مخالفان خود، سعی در کنترل مخالفانش داشت اما وی در اسفند سال 53 ، تمام احزاب و سندیکاها را منحل اعلام کرد و با حرکتی نسنجیده حزب «رستاخیز ملت ایران» را دایر کرد و عضویت در آن را برای همه ایرانیان اجباری کرد.

برخی معتقدند همین علاقه شاه به مدرنیسم در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و در عین حال جلوگیری از مدرنیسم سیاسی، باعث ایجاد یک رشد نامتوازن در وضعیت ایران شد و همین عامل باعث سقوط وی بود.

***

برای بررسی بهتر این موضوعات گروه راهبرد خبرگزاری دانا در سه بخش، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نظرات 6 کارشناس را جویا شده است. در بخش اقتصادی سعید لیلاز، استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی و کامران ندری، استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع)، در بخش سیاسی، داریوش قنبری، استادعلوم سیاسی دانشگاه الزهرا و نماینده اصلاح طلب سابق مجلس و حسین کنعانی مقدم، عضو کمیته سیاسی حزب سبز ایران نظرات خود را ارایه داده اند و در بخش فرهنگی با عماد افروغ، استاد جامعه شناسی و رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و مهدی اقراریان، کارشناس مسایل فرهنگی به گفت وگو نشسته ایم که این گزارش ها از لینک های زیر قابل دسترسی است:

نقش عوامل سیاسی در سقوط شاه چه بود؟

داریوش قنبری: توسعه نامتوازن تیر خلاص را به شاه زد/ کنعانی مقدم: عدم رعایت عدالت سیاسی شاه از عوامل سقوط وی بود


نقش عوامل فرهنگی در سقوط شاه چه بود؟

افروغ: اگر رضاخان دست به فرهنگ نمی زد، منافع غرب در ایران تداوم می یافت/ اقراریان: توسعه کاریکاتوری عامل مهمی در سقوط شاه بود


نقش عوامل اقتصادی در سقوط شاه چه بود؟

ندری: شکل اجرای اصلاحات ارضی اشتباه بود/ لیلاز: برخلاف همه تصورات انقلاب ایران ریشه های اقتصادی داشت

ارسال نظر