در عصر دانایی با دانا خبر      دانایی؛ توانایی است      دانا خبر گزارشگر هر تحول علمی در ایران و جهان      دانایی کلید موفقیت در هزاره سوم      
کد خبر: ۱۱۸۵۷۱۸
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۱
ژان تیرول، فرایند ادغام عمودی در اقتصاد و چنگ انداختن یک بنگاه بر کل فرایند تولید و توزیع را بسیار خطرناک می داند.
درس های یک برنده نوبل برای اقتصاد ایران
به گزارش گروه راهبرد خبرگزاری دانا (داناخبر) اگر از دولت بپرسید که دغدغه های ضد انحصاری شما چیست؟ به شما خواهند گفت باید جلوی ادغام بنگاههای مختلف در یک صنعت را بگیریم تا با وجود بنگاههای مختلف از مزایای رقابت تاحدودی بهره مند شویم. این دقیقا به معنای نگرانی از «ادغام افقی» است. نگرانی که همه اقتصاددانان آن را مقبول می شمارند. اما «تیرول» پا فراتر گذشت و از مخاطرات «ادغام عمودی» سخن گفت.

ادغام عمودی

به نوشته روزنامه خراسان، منظور از ادغام عمودی زمانی است که یک بنگاه زنجیره تولید یک محصول را به دست می گیرد. یعنی در آن یک شرکت، تامین کننده یا مشتری خود را می خرد و کل یا بخشی از فرآیند محصول از مواد اولیه تا تبدیل آن به محصول نهایی را در اختیار خود می گیرد.

تیرول از دسته اقتصاددانانی است که نشان داده اند به دست آوردن سود بیشتر با گسترش انحصار بر حلقه های بالاتر و پایین تر زنجیره تولید ممکن است. یک مثال می تواند شرکتی باشد که حق انحصاری یا حق اختراع فناوری را دارد که باعث کاهش هزینه می شود. فروش این فناوری به همه باعث منفعت عموم است، اما دارنده این حق اختراع (شرکت فرعی) که زیرمجموعه یک شرکت اصلی قرار می گیرد، با فروش اختصاصی این حق به تنها یک مشتری (شرکت اصلی) می تواند سود بیشتری به دست آورد. آن مشتری هم بعدا می تواند قیمتی که برای رقبا قابل رقابت نیست را ارایه دهد و بازار را در دست بگیرد.

تیرول می گوید که دارنده حق اختراع ممکن است در نهایت مجبور شود مشتری خود را بخرد. زیان این امر کاهش رقابت و احتمالا افزایش قیمت ها است و سود آن این است که ترکیب عمودی می تواند تشویق کننده نوآوری باشد.

کمیته نوبل در توضیح خود درباره جایزه امسال می نویسد: «تحلیل تیرول از روابط در مقاطع عمودی به سرعت مورد قبول محافل دانشگاهی قرار گرفت و به بازبینی قابل ملاحظه سیاست گذاری در مورد رقابت به ویژه در ایالات متحده آمریکا کمک کرد». مصداق های ادغام عمودی در اقتصاد ایران نیز بسیار زیاد است و به هرکجا که پا بگذاری مصداق های فراوانی یافت می شود خودروسازی کشور نمونه بارز آن است که برخی از خودروسازان، سهام شرکت های قطعه سازی را در اختیار دارند و به این ترتیب می توانند بر قسمتی از زنجیره تولید مسلط شوند.

روزنامه ها، از ارزانی قیمت تا آگهی های زیاد

شاید برایتان پیش آمده باشد که از رفتار برخی روزنامه ها تعجب کنید که چرا بدون دریافت هرگونه هزینه ای روزنامه را به قیمت گیشه، درب منزل تحویل شما می دهند. این مثال کار دیگری بود که تیرول به پژوهش در زمینه آن پرداخت. عموما سیاستگذاران برای کنترل قدرت های انحصاری از سیاست های قیمت کف یا سقف استفاده می کردند. مثلا در کشور ما، اتحادیه ها قیمت نان را تعیین می کنند و شورای رقابت قیمت خودرو را مشخص می نماید. اما تیرول نشان داد که مقررات یکسان برای بازارهای مختلف کارا نیست و برای هر بازار باید سیاست خاصی را درنظر گرفت. برای مثال، یکی از راههای از میدان به در کردن رقبا در بازارها، پایین آوردن قیمت ها و عرضه محصولات حتی پایین تر از قیمت تمام شده محصول است که رقبا از میدان به در شوند و بعد از مدتی بتوانند قدرت انحصاری خود را اعمال کنند. اجازه دهید به مثال روزنامه بازگردیم. تیرول نشان داد که روزنامه ها حاضرند با قیمت بسیار پایینی محصول خود را به فروش برسانند تا با بالارفتن تیراژ خود از تعرفه های بالاتر آگهی ها بهره مند شوند. در این جا لزوم ممنوعیت یا عدم ممنوعیت کاهش قیمت از سوی بنگاهها کمی شبهه برانگیز است.تیرول به سیاستگذاران آموخت که رفتارهای بنگاههای اقتصادی و افراد لزوما روابطی ساده نیست که بتوان با مقررات ابتدایی آن را حل و فصل نمود. در کشور ما نیز این موضوع به خوبی درک می شود. مثال روزنامه، نمونه بارز رفتاری است که بنگاههای اقتصادی داخل انجام می دهند. فقط کافی است به قیمت پایین روزنامه و صفحات بالای آن و حجم بالای تبلیغات آن نگاهی بیندازید. شاید این قیمت پایین، حتی کفاف قیمت کاغذهای آن را نیز ندهد. و طبیعتا در این شرایط است که آگهی های آن ها بیشتر از صفحات مطلب می شود.

رمزگشایی از انحصار شرکت های پرداخت الکترونیک
این سوال ممکن است برای شما نیز پیش آمده باشد: چرا شرکت های اینترنتی نظیر گوگل، فیس بوک، آمازون و ویزا خدمات زیادی را به صورت رایگان ارایه می کنند؟ پاسخ این سوال را ژان تیرول دو سال قبل از ایجاد رسمی گوگل و فیس بوک و در سال 2002 ارایه کرد. پاسخی که با گذر زمان، بیشتر به صحت آن پی بردیم. پاسخ وی را در مورد شرکت های اینترنتی می توان در قالب بازارهای دوسویه مطرح کرد. بازارهایی که به جای یک خریدار و فروشنده، صحبت از یک واسطه و یک فروشنده و یک خریدار است.

برای مثال شرکت کارت های اعتباری «ویزا» را در نظر بگیرید. ویزا برای تراکنش های مالی از شرکت ها و تجار هزینه دریافت می کند در حالی که برای همان تراکنش مصرف کننده مبلغی جز بهای جنس دریافتی نمی پردازد. در واقع ویزا با ارایه سرویس مجانی بخش اعظم مصرف کننده های بازار را به خود جذب می کند و تولیدکننده ناچار است یا شرایط انحصارگرایانه ویزا را بپذیرد یا به قیمت از دست دادن بخشی از مشتریانش از سرویس دیگری مشابه ویزا که منصفانه تر است استفاده کند. در این شرایط هیچ بعید نیست که هزینه رایگان بودن امکانات این شرکت را در بالارفتن قیمت محصول خریداری شده بپردازیم. در این شرایط باید دولت در این بازارها ورود پیدا کند و با وضع مقررات مناسب از سود این شرکت ها بکاهد و به رفاه کل اجتماع بیفزاید.شاید یافتن نمونه شرکت های این چنینی در ایران کمی دشوار باشد. اما اخیرا شرکت های فروش اینترنتی بسیاری در کشور شروع به کار کردند. این شرکت ها با منطقی این چنینی شکل گرفتند که به عنوان یک واسط قدرت انحصاری پیدا کنند تا بتوانند سودهای سرشاری برای خود به دست آورند.
ارسال نظر