یا آن سالهایی که عشق جوانان دهه ۵۰ گاز دادن در کوچه پس کوچههای باریک تهران آن هم با پیکان جوانان بود و هرکس تعداد پیلههای شلوارش بیشتر بود باکلاس تر بود، باز هم ما نبودیم.
و زمانی که در دهه ۶۰ یکی در میان در کمد همه خانهها کتیرا پیدا میشد و هر کس فکل موهایش قد کشیدهتر بود، باکلاس تر محسوب میشد، کم کم کودکان دهه هفتادی در حال قدم گذاشتن در این دنیا بودند.
سالها گذشت تا اینکه همه این مدها به خاطراتی در عکسهای پدر و مادرهایمان تبدیل شد و دیگر ما دهه هفتادیها و ادا و اصولهایمان جای شلوار دم پا گشاد مردانه و مانتوی اپل دار را گرفت و متولدین دهه هفتاد شمسی تبدیل به نسل جوان کشور شدند.
جوانهایی که چند سالی است پا به عمق جامعه گذاشتهاند و شاید هرکجا برای کار و بار میروند، در وهله اول نگاههای عجیب و غریب نصیبشان میشود و نسلهای قبلی هم شاید چندان قبولشان ندارند.
اما همه دهه هفتادیها هم از آنهایی که گردنشان دیگر به زاویه رو به پایین عادت کرده و دائم درگیر موبایل و فضای مجازیاند، نیستند. در میان جوانترین نسل کشور، کسانی هم هستند که نشان دادهاند، هفتادیها میتوانند آینده سازان این سرزمین باشند و حتی موفقیتهای خود را به رخ جوانان قدیمی کشاندهاند. این روزها عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری و هزاران حوزه دیگر به فرصتی برای شکوفایی جوانان متولد دهه هفتاد تبدیل شده و اتفاقاً مثالزدنی هم شدهاند.
غیرت مردانی جوان از نسل حججی ها
عدهای از همین دهه هفتادیها را جوانانی تشکیل میدهند که طی چند سال اخیر به طور ناگهانی چشم همگان را به خود خیره کردند. شاید کسی باور نمیکرد این حجم از غیرت و شجاعت در وجود متولدین این دهه وجود داشته باشد اما جوانترین شهدای مدافع حرم این نسل باور همه را نسبت به هم سن و سالهایشان بهم ریخت. جنس این جوانان کمی با هم نسلی هایشان متفاوت بود. مدافعان حرم جوان نمایش غیرت خود، جمله «خرمشهرها در پیش است» را که متعلق به مقام معظم رهبری بود، نهادینه کردند.
شهید سید محمد حسین میر دوستی که متولد تیر هفتاد بود و آبان ماه سال ۹۴ برای دفاع از حریم حضرت زینب (س) در مبارزه با نیروهای تکفیری به شهادت رسید. شهید محمد امین کریمیان نیز نمونه دیگری از جوانان موفق دهه اخیر بود که بورسیه یکی از دانشگاههای آلمان و تسلط به چندین زبان زنده دنیا را زیر غبار آرزوها خاک کرد و در سن ۲۲ سالگی مردانگی واقعی را برگزید.
شهید سید مصطفی موسوی، شهید احمد ملکیان و شهید محمد رضا دهقان نیز سه تن از همین دهه هفتادی هایی اند که شاید برخی رویشان حساب باز نمیکنند اما این جوانان همگی در سن ۲۰ سالگی آن روی سکه را نشان نسلهای قبل و بعد دادند.
اما در میان جوانترین شهدای مدافع حرم، شهید محسن حججی نیز به عنوان افتخار همه متولدین این دهه به شمار میرود و نشان داد نسلی که میتواند آینده این کشور را رقم بزند، قطعاً همین دهه هفتادیها خواهند بود.
هشدار؛ هفتادیها در حال سبقت گرفتن برای کسب موفقیتهای علمی
طی چند سال اخیر فتح قلههای موفقیت در عرصههای علمی به مسیری برای رقابت دهه هفتادیها با نسلهایی قبلی شأن تبدیل شده است. برگزیدگان کم سن و سال جشنوارههای علمی، المپیادهای کشوری و بینالمللی که اتفاقاً از میان متولدین نسل چهارم انقلاب هستند، جام قهرمانی را از بزرگترها گرفته و موفقیتهای روز افزون این نسل، نشان میدهد، فعلاً هم قصد عقب کشیدن ندارند. با وجود نخبگان، مبتکران و رتبههای برتر علمی دهه هفتادی، باید بپذیریم که در حال حاضر سکان عرصههای علمی کشور را هفتادیها به دست گرفتهاند.
همین امسال بود که رتبه سوم مسابقات بینالمللی انستیتو هوانوردی و فضانوردی آمریکا به یک تیم از دانشجویان نخبه ایرانی و از قضا دهه هفتادی رسید. تیم سهنفره دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه شریف که به دست سه جوان متولد سالهای ۷۳ و ۷۴ تشکیل شده و تنها گوشهای از موفقیتهای نخبگان این دهه را نشان داد.
محمد حسین کرمیان نیز یکی دیگر از همین جوانهای کم سن و سال و نخبه است. کرمیان دانشجوی دکترای حرفهای است و در حوزه استارتآپ ها فعالیت دارد. شاید با توجه به بیست و چند ساله بودنش، همه انتظار یک جوان عادی که تنها دغدغهاش تفریح و خرید است را از او دارند اما تجربه نشان داده است، دهه هفتادیها فراتر از این حرفهای سطحی رفتهاند. کرمیان با همین سن کم، سال ۹۶ در رویداد استارتآپ رویان موفق به کسب جایزه شد و یکی از به نامهای این حوزه محسوب میشود.
سکوهای قهرمانی زیر قدمهای دهه هفتادیها
تا چندین سال پیش سکوهای قهرمانی کشوری و بینالمللی محل قدم گذاشتن جوانان دهه ۵۰ و ۶۰ بود اما امروزه آن افراد بر نیمکتهای پیشکسوتی و مربیگری تکیه زده و حالا این جوانان دهه هفتادیاند که پای به سکوهای قهرمانی میگذارند. اعضای جوانان تیمهای ورزشی و مدال آوران مسابقات بینالمللی که پرچم ایران را بارها به اهتزاز درآوردهاند، گواه این موضوع اند.
نجمه خدمتی یکی از همین قهرمانهای خیلی جوان است و با ۲۱ سال سن در مسابقات آسیایی اینچئون اولین مدال طلای تیراندازی کشور را به گردن آویخت تا افتخار دیگری را در برگ قهرمانیهای ایران ثبت کند.
زهرا کیانی نیز سال گذشته و در سن ۱۹ سالگی، بعد از ۴۰ سال اولین مدال ووشو ایران را در بازیهای آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا کسب کرد تا نشان دهد آینده ورزشی ایران به دوش نسلی قابل اعتماد است و تنها نیاز به فرصت و حمایت دارند.
جوانان شاخص دهه هفتادی به اینجا ختم نمیشوند. در میان کم سن و سال ترین و پویا ترین افراد این دهه، نام آشنای کیمیا علیزاده که پیش از ۲۰ سالگی مدال برنز بازیهای المپیک ریو ۲۰۱۶ را در رشته تکواندو در مشت گرفت و متولدین سالهای پایانی دهه هفتاد خودنمایی میکند.
زهرا یزدانی یکی از همان آخریهای هفتادی است و سال گذشته تنها با ۱۸ سال سن، اولین مدال طلای کشتی سنتی زنان را در بازیهای آسیایی جاکارتا کسب کرد تا یکی دیگر از مدالهای کشور به دست جوانان این دهه فتح شود.
شعر و شاعری با رنگ و بوی دهه هفتادیها
شاید خیلی از ما با قدم زدن در خیابان ولیعصر دانشجویان دانشگاه هنر را دیده باشیم ولی چندان روی آینده آنها حساب باز نکردهایم. اما باید گفت هفتادیها عرصه هنر را هم از موفقیتهای خود خالی نگذاشتهاند. از شاعر و نویسنده گرفته تا کارگردان و بازیگر متولد هفتمین دهه عصر معاصر، همگی در لیست افراد موفق این دهه دیده میشود.
در جشنواره فیلم فجر امسال بود که کارگردانان فیلم «جاندار»، یکی از فیلمهای مورد توجه و شاخص جشنواره را دو جوان دهه هفتادی و کم سن و سال تشکیل دادند و در کنار کارگردانان با تجربه این حوزه خودنمایی کردند. در حوزه سینما و تئاتر نیز بچههای جوان و موفق کم نیستند و تنها نیاز به حمایت و فرصت دارند و تا چندین سال آینده خبر درخشش بسیاری از آنها را خواهیم شنید.
کپی کردن شعر و متنهای شاعران شعر نو همچون سهراب سپهری و شاملو و منتشر کردن آنها در فضای مجازی، تنها دغدغه و هنر هفتادیها نیست. اگر به محفلهای هنر و شعر و شاعری ها سری بزنید قطعاً متولدین دهه هفتاد را آنجا خواهید دید. ذوق جوانی و استعداد هنرمندانه در این نسل اگر بیشتر از قدیمی تر ها نباشد، کمتر هم نیست.
پیمان طالبی از جوانان سالهای ابتدایی دهه هفتاد است و از شاعران موفق هم به شمار میرود. مهندس مکانیکی که کتابهای شعری همچون «آئین نامه» و «اشارات» را به تحریر درآورده آینده روشنی در این حوزه دارد.
یک هفتادی و یکی دیگر هم در سن ۱۸ سالگی رتبه برتر جشنواره شعر دانش آموزی را کسب کرد تا گواه تواناییهای این دهه باشد. سجاد سامانی همین جوان برگزیده حوزه شعر است و کتابهای «سالیان» و «ایما» گوشهای از استعدادهای وی است.
باید به تواناییهای جوانان اعتماد کنیم
جوانان شاخص و موفق هفتادی کم نیستند و برای یافتن آنها نیاز به جست جوی فراوانی نیست فقط کافی است تواناییهایشان را باور کنیم تا دریابیم که هفتادیها تنها غرق رنگ لباس، کفش و این مسائل سطحی نبوده و به دنبال ساختن دنیایی بزرگتر هستند.
با توجه به نیاز جوانان به اعتماد دیگران به تواناییهای آنها و تفاوت نسل جوان امروز با نسلهای گذشته، علیرضا شریفی یزدی دکترای روانشناسی اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: از نظر جامعه شناختی، معمولاً نسلهای قبل تر به دلیل تفاوت سبک و نگاهشان به زندگی جوانان نسل بعد از خود را قبول نداشته و آنها را دارای انحراف میدانند. اما در حقیقت این گونه نیست و این تفکر تنها ناشی از تفاوت میان نسلی است که ممکن است در حد شکاف یا گسست باشد.
شریفی با بیان اینکه راه حل اعتمادسازی نسبت به نسل جوان گفتگو آن هم به معنای ارتباط کلامی مؤثر است، تصریح کرد: اعتماد سازی نسبت به جوانان بدین معنا است که خانواده، جامعه و حاکمیت باید نسبت به تواناییها و ظرفیتهای نسل جدید اعتماد کرده و به آنان فرصت خودنمایی دهد. والدین و خانوادهها برای عملی کردن این امر باید چندین نکته را مورد توجه قرار دهند. ابتدا اینکه باید ذهنیت خانوادهها و جامعه از کلیشهها دوری کنند. در واقع تفکرات کلیشهای مثل اینکه، جوانان دهه اخیر مقید نبوده یا مسیری درست در زندگی ندارند را فراموش کنند.
این روانشناس اجتماعی ادامه داد: موضوع دیگر، پرهیز از نصیحت است. چراکه نسل جوان نصیحت گریز است و این مسیر برای آنان جوابگو نخواهد. پرهیز از تهدید و در فشار قرار دادن جوانان یا شرطی کردن شرایط برای آنان نیز فضای اعتماد را برهم میزند. در واقع برای تحقق خواستههایمان از جوانان باید از مسیر گفتگو وارد شویم و تهدید کردن آنها تعامل در روابط را برهم خواهد زد. نکته دیگر برای افزایش اعتماد میان نسلی، فرصت دادن به جوانان برای بازگو کردن خواستهها و نیازهایشان به صورت آزادانه و بدون ترس است. زمانی که جوان تمایلات خود را با زبان خود مطرح کند، میتوان افکار و ایدههای وی را شناخت و روابط عمیقتری ایجاد کرد.
شریفی اولین قدم حاکمیت و جامعه برای اعتماد سازی نسبت به نسل جوان را توجه به مسائل اقتصادی دانست و اظهار داشت: زمانی که جوانان نسبت به آینده خود در جامعه و به ویژه آینده شغلی اطمینان خاطر داشته باشد، اعتمادی دوسویه میان وی و جامعه ایجاد میشود. در واقع دولت باید در قدم اول آینده شغلی جوانی که سالها درس خوانده را تضمین کند تا فضای رشد آنها فراهم شود. دومین گام برای اعتماد سازی نسبت به نسل جوان، در اختیار قراردادن تریبونهای آزاد برای آنان است. در حقیقت باید فضای اظهار نظر در مسائل سیاسی، مذهبی و دیگر مسائل برای جوانان فراهم باشد چراکه با این امر جوان حس میکند به مشارکت طلبیده شده و به جامعه اعتماد میکند. اما بهطورکلی و در حال حاضر نیاز اولیه متولدین دهه هفتاد، تضمین همه جانبه زندگی آن به ویژه آینده اقتصادی است.
همه اینها را گفتیم تا نشان دهیم، تواناییهای نسل جوان و آینده ساز کشور فراتر از تصورات ما است و تنها نیاز به اعتماد و فرصت دارند. اعتمادی سازنده که باید از سوی جامعه، خانوادهها و دولت باشد و زمینه شکوفایی این نسل را فراهم کند. اما با تمام این جنجالها بر سر دهه شصت، هفتاد و هشتاد، همه میدانیم که هیچکدام از این سالها باهم تفاوتی نداشته و هیچ نسلی بر دیگری برتری ندارد. چراکه بخشی از موفقیتهای نسل جوان امروز، قطعاً حاصل استفاده از تجربیات جوانان دهههای پیشین است. هرچند که جوانان مبتکر و خلاق امروزی ظرفیت بالایی برای سازندگی کشور دارند اما این ظرفیت حمایت و یاری افراد با تجربه نسل قبل را میطلبد و آبادانی ایران تنها با بهره بردن از تجربیات خاک خوردههای این سالها و اعتماد به نسل جدید حاصل خواهد شد.