
به گزارش پایگاه خبری دانا دارالاکرام بیست و هفتمین نشست خیر و خرد را برگزار کرد
دارالاکرام، حامی آموزش کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست موثر، در واپسین روزهای سال هزار و چهارصد و سه بیستوهفتمین نشست خیر و خرد را برگزار کرد.
این نشست که با حضور دکتر مقصود فراستخواه برپا شد، با نگاهی به کتاب ایشان با نام کنشگران مرزی، به موضوع سازمانهای مردمنهاد و شکاف دولت-ملت اختصاص یافت و با پرداختن به نقش انجیاوها در ایجاد پل میان دولت، ملت و حاکمیت، به تحلیل موضوع توسعه و شناسایی مفهوم کنشگر مرزی در معنای فردی و نهادی آن در تاریخ ایران پرداخت.
صورتهای خیال ایرانیان وسیع بوده است
مقصود فراستخواه در مقدمهی این نشست با بیان این فرض قابل نقد که در ایران نوعی نبوغ بقا وجود دارد، گفت: وقتی یک ملت طی هزارهها باقی مانده است یعنی توان بقا و دوام دارد. ساختارها در ایران درماندهاند اما کیفیت عاملان آن را جبران کرده است؛ عاملانی هوشمند که تابآوری داشتهاند و بیش از ساختارهای آماده عمل کردهاند؛ چراکه صورتهای خیال ایرانیان وسیع بوده است و اگر راهها بسته میشدند راههای دیگری خیال میکردند و تخیل راههای متنوع شیوههای عمل را متنوع میساخت.
ایشان یکی از این شیوههای عمل متنوع را کنشگری مرزی نامگذاری کرده است که کمک میکند این مفهوم به آشکارگی برسد؛ چراکه یکی از کارهای اخلاقی و علمی یک محقق کمک به آشکارگی یک فرد تاریخیِ غریب و ناشناخته است.
فراستخواه گفت: کنشگری مرزی به عنوان یک نمونه در این مطالعه به کار رفته است؛ چراکه الگوی منازعه در ایران غالب بوده و شکاف دولت و ملت ما را به سوی یک سازه منازعه پیش برده است.
کنشگری مرزی؛ یکی از علاجیههای ایرانی و نبوغ بقا
ایشان کنشگری مرزی را یکی از علاجیههای ایرانی و نبوغ بقا معرفی میکند که حیطههای امکان تازهای پیدا میکند و سعی دارد در تردد میان ایوان جامع و دیوان دولت کارهایی بکند.
فراستخواه تاکید کرد: سخن گفتن از تنوع صورتهای عمل و متمرکز شدن به یک صورت از عمل که همان کنشگری مرزی است به معنای نفی صورتهای دیگر اجتماعی نیست؛ چراکه کنشگر مرزی کمتر مورد اعتنای جامعهای واقع شده که در آن ایدئولوژیهای تودهانگیز و پوپولیستی رواج پیدا میکردند.
ایشان گفت: یکی از مهمترین خصیصههای کنشگران مرزی این است که به جای اصرار بر ورق زدن تاریخ، اهتمام به نوشتن سطور تاریخ دارند و بیشتر به تحریر سطور و تدوین فصول کتاب ایران اهمیت میدهند و معتقدند باید آگاهی جدید در ایران ایجاد شود و باید قبل از ورق زدن تاریخ ایران، فکر قانون در ذهن ایرانی توسعه پیدا کند و سامان اداری کشور بهبود یابد؛ چرا که هر حکومتی نیاز به سامان اداری دارد و تقویت تدبیر دولت؛ توسعه نگاه عقلانی؛ تولید رسانه؛ هنر؛ فرهنگ؛ نمایش و اندیشه نوشتن سطور ایران است؛ پس ابتدا سطور کتاب را باید نوشت و بعد به فکر ورق زدن آن افتاد؛ البته کنشگران مرزی در ورق زدن تاریخ هم خیلی موثر بودند و در ورق زدن سطور مشروطه بیشترین مشارکت را داشتند.
کنشگران مرزی منافع اجتماعی را دنبال میکنند
ایشان گفت: یکی از مفروضات کنشگران مرزی این است که اگر تغییرات به صورت رادیکال و کمالگرایانه در جامعه دنبال شود، دیگر چیزی از جامعه نمیماند که بتوان دربارهی توسعه آن صحبت کرد؛ چراکه در نگاه کمالگرایانه، موجودیت جامعه زایل میشود و دیگر نمیتوان از تغییر صحبت کرد.
ایشان در ادامه گفت: کنشگران مرزی کمالگرا و ذاتباور نیستند و بیشتر با صفات و خصیصهها درگیرند و میگویند امکانات ما محدود است و باید با همان عقلانیت محدود و خطاهای ممکن و تقلیل آنها کاری کنیم. واقعگرایی؛ عملگرایی و روحیات ارتباطی و تعاملی از دیگر ویژگیهای آنهاست؛ کنشگران مرزی دارای توافق اختلافی هستند؛ یعنی با وجود اختلافات با دیگران کار میکنند و معتقدند حقیقت در گفتوگوها ممکن است فرصت ظهور پیدا کند؛ چراکه حقیقت در میانبودگی و در طیف خاکستری است و نمیشود آن را سیاه یا سفید دانست.
ایشان با طرح این پرسش که اگر کنشگران مرزی میان دیوان دولت و ایوان ملت در تردد باشند، آنگاه چه بر سر اعتماد ملت به آنها میآید، گفت: برای کنشگران مرزی اعتماد یک سرمایهی اجتماعی است و نه کالایی که بتوان آن را خریداری کرد برای همین در تاریخ ایران بسیاری از کنشگران مرزی دیرتر شناخته شدهاند چون خیلی اصرار ندارند اعتماد اجتماعی را با خود داشته باشند بلکه سعی دارند منافع اجتماعی را دنبال کنند و در نتیجه پوپولیستی فکر نمیکنند.
کنشگران مرزی در دورههای درهمریختگی و فروپاشی کنشگر بودهاند
ایشان افزود: کنشگران مرزی فقط کنشگرانی برای دورههای ثبات نیستند و تحقیقا مشخص شده که در دورههای درهمریختگی و فروپاشی کنشگر بودهاند و در دورههای مغلوبیت، درهم ریختگی، یاس، استیصال و غارت خاندانهایی که ریشه در خاک ایرانی دارند در خلافت عرب وزارت و دبیری ایجاد کردند و سامانیان را به وجود آوردند.
ایشان نهاد دبیری را یک نهاد مرزی دانست که فکر، حافظه و فرهنگ ایرانی در یک دوره فروپاشی آن را ایجاد کرده تا بتواند سامان اداری را به نفع مردم نگونبخت بگرداند. همچنین بیتالحکمه و جنبش شاهنامهنویسی در دوره جابهجایی قدرتها و استیصال و نه در دوره استقرار راهاندازی شد.
ایشان با اشاره به تدوین آیینهای اداری گفت: منشیگری و اداره دیوان از دانش و تمدن ایرانی در این فضاهای مرزی مراقبت کرده است و فردی مثل ابن مقفع در درون دستگاه و دیوان عربی آثار ایرانی را به عربی ترجمه میکرد؛ آثاری که مربوط به مدیریت و نظام اداری ایران است. عطاملک جوینی، شمسالدین و بهاءالدین که در دوره ایلخانی و پسامغول و پساهجمه و فرو ریختن نظامهای کشور توانستهاند برای مردم و کشورداری فرصتهایی ایجاد و به بازار و اقتصاد کشور کمک کنند نیز کنشگر مرزی هستند.
ایشان تاکید کرد گرچه ممکن است کنشگر مرزی حذف شود اما ظرفیت مرزی و تنوع صور خیال به قابلیتهای تمدنی کمک میکند تا مدام میان دولت و جامعه فضا ایجاد شود.
روایت نخبهگرا از کنشگران مرزی به فهم آن لطمه میزند
فراستخواه دربارهی روایت نخبهگرا از کنشگران مرزی هشدار داد؛ چراکه به فهم کنشگر مرزی لطمه میزند و در عین حال تاکید کرد نمیتوان از نخبگان صرف نظر کرد؛ چراکه تغییرات تکنولوژی؛ تغییرات شهری و جهانی شدن ارتباطات باعث چگالی جمعیتی جامعه، سواد و به وجود آمدن نخبگان معمولی به میزان فراوان شده است. مشیرالدوله، امیرکبیر، مستشارالدوله، امینالدوله و فروغی نخبه بودند اما در پشت سر این نخبگان آدمهای مرزی، فضاهای مرزی و عملکردهای مرزی زیادی بوده است و آنها در خلأ ظهور نکردهاند.
در ادامه فراستخواه به خاندانها در ایران پرداخت و گفت: ایران مثل جوامع کلاسیک اروپایی جامعهای طبقاتی نبود و بعضی کمبودهای طبقاتی را خاندانها تکمیل میکردند و فضایی مرزی به وجود میآوردند و در ادامه خاندانهای جوینی، فروغی، برمکی و نوبختی را یک نهاد معرفی کرد.
این استاد دانشگاه طبقات اعیان، اصناف، امنای محله، وکلا، فتوتنامهها، نهاد جوانمردی، کدخدا، نهادهای ریشسفیدی و کلانترها را نیز یک نهاد معرفی کرد که در میان جامعه و حکومت کار میکردند.
ایشان تاکید کرد کنش مرزی هم میتواند در هیات فردی و هم در فضا و نهاد مرزی مثل صنف و انجمن رخ بدهد. در ایران امروز نیز اجتماعاتی سیاستساز وجود دارد که در آن کارشناسان، پژوهشگران و متخصصانی سیاستها را محل گفتوگو قرار میدهند و به سیستم مدیریت کشور فشار میآورند و فضاهای اجتماعات سیاستساز فضاهای مرزی هستند.
نویسنده کتاب کنشگران مرزی فردوسی، ابن مقفع، اعتضادالسلطنه، فروغیهای پدر، پسر و برادر؛ امینالضربها؛ رشدیه؛ احتشامالسلطنه؛ محمد بدایعنگار؛ یحیی دولتآبادی؛ محققان در مراکز پژوهشی؛ مشاوران؛ امنا؛ علیاصغر حکمت؛ اسماعیل مرآت؛ علیاکبر سیاسی؛ رضازاده شفق؛ فخرالدین مرادی؛ احسان نراقی؛ محمد بدایع نگار را از کنشگران مرزی فردی در تاریخ ایران معرفی کرد و از خاندانهای ایرانی؛ سنتهای دبیری و مستوفیگری نیز به عنوان کنشگران مرزی نهادی یاد کرد.
دارالاکرام کنشگر مرزی است و امید اجتماعی میسازد
فراستخواه همچنین دیوان رسایل؛ دیوان استیفا؛ شورای نجبا؛ دارالحکمه؛ دارالفنون؛ دارالترجمه؛ دارالتالیف؛ نامهی دانشوران؛ مهندسخانه؛ هیات صحیه؛ اتاق تجارت و روزنامه را از فضاهای مرزی معرفی و تاکید کرد: سازمانهای عامالمنفعهای مثل دارالاکرام نیز که میخواهند باری از دوش جامعهای بردارند که به علل مختلف سرپرست موثر ندارند و میخواهد این افراد را رویتپذیر بکند و به سیاستگذار اطلاعات بدهد و بگوید چه اتفاقی افتاده که این بچهها بازمانده از تحصیل شدهاند و از این طریق به حل این مسئله کمک کند و در این راستا با وزیر، نماینده و مقامات حکومتی گفتوگو میکند عملکردی مرزی دارند که امید اجتماعی را میسازد.
ایشان افزود: هر نوع فعالیتی که به جای فقدان به امکان و به جای نزاع به گفتوگو فکر کند و بخواهد هزینهها را کم و اثربخشی را بیشتر کند و با استفاده از شبکههای مختلف کنشهای اجتماعی، مسئله ایران را به طور صلحآمیز دنبال کند کنشی متمایز و مرزی دارد که سعی میکند با تردد میان دیوان و ایوان و ایجاد فرصتی مناسب، متقاعد کند، سیاست بسازد و قانون را تغییر بدهد و مشکلات شهر را پیجویی و با سازمانهای ذیربط گفتوگو کند تا آییننامه مناسب نوشته شود و در سیاستگذاریهای کلان اصلاحات قانونی صورت بگیرد.