در عصر دانایی با دانا خبر      دانایی؛ توانایی است      دانا خبر گزارشگر هر تحول علمی در ایران و جهان      دانایی کلید موفقیت در هزاره سوم      
کد خبر: ۱۲۱۹۱۹۱
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۰
مرگ دو کودک کار هفت و هشت ساله بنام احد و صمد بهرامی بسیاری از مردم را آزرده کرد. گرچه این کودکان دیگر نیستند، اما هنوز کودکان بسیاری را در خیابان ها می بینیم که در برابر دیدگان مان به جمع آوری زباله مشغول هستند.
به گزارش خبرگزاری دانا،احد و صمد بهرامی پنجشنبه‌ بیست و سوم دی ماه امسال هنگام تحویل ضایعات جمع شده به پدرشان در کارگاه بازیافت در محله غنی آباد یافت آباد، با انفجار کپسول گاز از دنیا رفتند.
«افخم صباغ» فعال مدنی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، درباره کودکان کار زباله گرد گفت: کودکان زباله جمع کن نان آوران کوچک خانه های محقر هستند که دیده نمی شوند.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران در سال 1372 پیمان نامه حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته است. براساس ماده 27 این پیمان نامه، دولت مکلف به تامین حقوق کودکان برای برخورداری از سطح زندگی مناسب برای رشدجسمی، ذهنی، معنوی،اخلاقی و اجتماعی است.
صباغ در ادامه بیان داشت: این حق شامل همه کودکانی است که در این سرزمین زندگی می کنند. هرچند در سال های اخیر گام هایی برای شنیدن صدای این کودکان برداشته شده، اما متاسفانه آنقدر ناکافی است که روز بروز بر تعداد این کودکان افزوده می شود.
این فعال سازمان های مردم نهاد(سمن) با بیان اینکه فقر خانواده عامل اصلی کار این کودکان است، گفت:وجود متولیان متعدد و ناهماهنگ و در برخی موارد اقدام های غیر کارشناسی ( اشاره به طرح جمع آوری کودکان کار خیابانی از سوی برخی از نهادها) مسئولان باعث موفق نشدن طرح های متنوعی می شود که نهادهای مختلف ارائه می دهند.
به گفته صباغ ، وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی،سازمان بهزیستی و شهرداری هر کدام بطور مجزا دارای طرح هایی در خصوص کودکان کار هستند.
وی با بیان این که لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوان سال ها در انتظار بررسی در مجلس است، ابراز امیدواری کرد با اجرای این لایحه به بخش بزرگی از خواست های کودکان توجه جدی شود.
صباغ در ادامه به آمار معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی که پیشتر اعلام کرده بود بالغ بر هفت هزار کودک کار و خیابان در تهران هستند،افزود: آمارهای غیررسمی این رقم را دوبرابر اعلام می کند.
وی گفت: برخی مواقع شنیده می شود که می گویند پس پرده این کودکان مافیایی قوی وجود دارد، اما آمار اکثر موسسه ها و حتی خود بهزیستی نشانگر آن است که بالغ بر 80 درصد این کودکان دارای خانواده هستند و با خانواده زندگی می کنند و آنچه که این کودکان را به خیابان می کشاند، فقر است.
به گفته صباغ، این کودکان زمانی که به خیابان آمدند دیگر به سختی می شود به مدرسه و پشت نیمکت های کلاس برگردند. در خیابان تجربه هایی از سر می گذرانند که با شرایط عادی نمی توان به مدرسه بازگردند و اینجا است که کودکی خود را فراموش می کنند و بستر مناسبی برای ناهنجاری ها و آسیب های دیگر
پیدا می شود.
این فعال مدنی تاکید کرد: سال ها است که سمن های حامی حقوق کودکان ، خواهان شنیده شدن صدای این کوچک های فراموش شده هستند. توقف کار کودک نخستین خواسته این موسسه ها است اما برای رسیدن به این خواسته مهم نمی توان دست روی دست گذاشت.
وی ادامه داد: این موسسه ها با تحت پوشش قرار دادن کودکان کار سعی بر آموزش و تامین نیازهای اولیه آنان و خانواده هایشان دارند. آموزشی که در این موسسه ها داده می شود با توجه به شرایط خاص و ساعات کم و نیازهای ضروری این کودکان است. در بسیاری موارد آموزش رسمی مدارس اولویت این کودکان به حساب نمی آید.
صباغ گفت: مشکلات و ناهنجاری هایی که در خانواده های آنان دیده می شود تعیین کننده نوع آموزش و برخورد با این کودکان است. آموزش هایی که برای این دسته از کودکان برنامه ریزی می شود با توجه به ساعات کار و نیازهایشان است.
به گفته این فعال سازمان های مردم نهاد،مگر این موسسات چند درصد این کودکان را تحت پوشش دارند و چرا نگاه ریشه ای به این آسیب نمی شود؟چرا دست پیمانکاران و کارفرماها برای استفاده از کار کودک باز است؟
وی گفت: کودکان کار در برف و باران در سرما و گرما و در هوای آلوده ای که اجازه نمی دهیم کودکانمان از خانه بیرون بروند در خیابان مشغول به روز اندوزی برای خانواده هایشان هستند. این کودکان آنقدر کوچک هستند که قدشان هم به پاک کردن شیشه های ماشین نمی رسد.کودکی این کودکان را دود می کنیم و توقع داریم در بزرگی هیچ ناهنجاری از این زود بزرگ شده ها نبینیم و هیچ رفتار ناهنجاری نداشته باشند.
به گزارش ایرنا، احد و صمد در میان شعله های آتش سوختند و صدایشان شنیده نشد اما نمی توان به زندگی این بزرگ مردان وزنان کوچک بی تفاوت ماند.
کودکی و روح کودکانه این خردسالان سرزمین را در هزاران انبارهای ضایعات آتش می زنیم و چون صدایشان را نمی شنویم بازهم نادیده شان می گیریم.
ارسال نظر