
مقبولترین مدل حال حاضر «مولد الگوی مرکزی» (CPG) نام دارد که بر اساس آن، مغز مرکزی این موجودات امواج انقباض و انبساط ریتمواری را در طول بدنشان تولید میکند. اما این مدل توضیح نمیدهد چرا زمانی که عصب تعدادی از این بیمهرگان بریده میشود، باز هم میتوانند حرکت کنند.
دکتر پائولتی و ماهادوان این فرضیه را مطرح کردند که نقش ویژگیهای مکانیکی بدن و عصبهای موضعی این حیوانات باید بسیار پررنگ باشد و این که چنین عصبهایی به سطحی که حیوان در طول آن میلولد، واکنش نشان میدهند.
پائولتی گفت: زمانی که دویدن انسانها را تحلیل میکنیم، کنترل موضعی آشکاری روی حرکات وی وجود دارد، زیرا سیگنالهای عصبی از پا به مغز میروند و سپس بازمیگردند. در بدن این حیوانات نیز چنین موضوعی حاکم است، اما به جای تولید یک موج پیوسته انقباض و انبساط، حرکت آنها با سطحی که روی آن حرکت میکنند، کنترل میشود.
دانشمندان این نظریه را تحت شرایط و محیطهای مختلف آزمایش کردند و از کرمهای دارای اجرام مختلف استفاده کردند. آنها هماکنون معتقدند این مدل جدید را میتوان در علم رباتیک به کار برد.
بازتولید حرکات حیوانات در رباتها بسیار دشوار بوده و اغلب حسگرهای فراوانی را میطلبد. مدل جدید از حسگرهای پیشرفته و استراتژیهای کنترل استفاده نمیکند و میتوان از آن برای ارتقای رباتهایی بهره برد که در فضاهای محدود به کار میروند یا در شرایط دشوار زمینی کاربرد دارند.