به گزارش پایگاه خبری دانا، گروه سلامت و سبک زندگی؛ اگر شما هم پدر یا مادر هستید، به احتمال زیاد این سناریو را بارها زندگی کردهاید: صبحی شلوغ، لیستی از کارها و زمانی که به سرعت در حال اتمام است. شما مانند یک فرمانده در میدان نبرد، دستورات پشت سر هم صادر میکنید: «لباس بپوش، صبحانهات را بخور، دندانهایت را مسواک بزن، کفشهایت را بپوش!» اما هرچه شما با اضطراب بیشتری فریاد میزنید، حرکت کودک شما کندتر و آهستهتر میشود. گویی یک قانون فیزیکی نانوشته در جهان حاکم است: «هرچه زمان کمتری داشته باشید، کودک شما زمان بیشتری تلف خواهد کرد.»
این رفتار، که اغلب والدین را به مرز جنون میکشاند، معمولاً کاملاً غیرعمدی و ریشهدار در روانشناسی رشد و سیستم عصبی کودک است. برای درک این پدیده، باید جهان را از پشت چشمان کودک خود ببینیم.
ریشههای روانشناختی: وقتی استرس، مغز کوچک را قفل میکند
وقتی شما عجله دارید و استرس دارید، این حالت هیجانی به شدت مسری است. کودکان، حتی خردسالان، آنتنهای بسیار حساسی برای دریافت اضطراب و تنش والدین خود هستند. آنها ممکن است کلمات شما را به طور کامل درک نکنند، اما بدون شک امواج استرس شما را دریافت میکنند. این هجوم استرس، تأثیر مستقیمی بر سیستم عصبی در حال توسعه کودک میگذارد.
به زبان ساده، مغز کودک در مواجهه با فریادها، حرکات سریع و انرژی پرتنش شما، وارد یک حالت دفاعی میشود. این حالت شبیه به یک "قفل ذهنی" یا "فلج خفیف" است. در این حالت، کارآمدی سیستم عصبی کاهش مییابد. مهارتهای حرکتی که قبلاً داشتند کند میشود، توانایی تمرکز بر روی یک کار ساده (مانند بستن دکمههای پیراهن) از بین میرود و کودک در "مه" ای از سردرگمی و فشار فرو میرود. از نظر روانشناسی، این فشار زمانی باعث میشود کودک وارد حالت «کاهش کارآمدی» شود، چرا که مغز او هنوز به طور کامل توانایی مدیریت استرس و تنظیم رفتار در شرایط پرتنش را نیاموخته است.
کودک در زمان حال زندگی میکند؛ شما در آینده!
تفاوت بنیادین دیگر در درک زمان است. برای شما، زمان یک مفهوم خطی و در حال گذر است. شما به برنامه، قرار ملاقات و عواقب دیر رسیدن فکر میکنید. اما برای یک کودک، زمان مفهومی "حالمحور" است. این لحظه، همین جاست و اکنون. بنابراین، وقتی او در حال تماشای طرح زیبای فرش روی زمین است یا مشغول آزمایش این است که اگر کفشش را پرت کند چه میشود، در حال زندگی کردن در تنها زمانی است که میشناسد: اکنون. فشار شما برای حرکت به سمت آینده ("ما باید برسیم!") با تجربه لحظهای او در تضاد است و باعث سردرگمی و مقاومت ناخودآگاه میشود.
عجله کردن شما همچنین میتواند به یک نبرد قدرت ناخواسته تبدیل شود. کودکان برای داشتن حس استقلال و کنترل بر دنیای خود تلاش میکنند. وقتی شما با فشار و عجله، پیام میدهید که "کارهای تو و زمانبندی تو مهم نیست، فقط برنامه من مهم است"، کودک ممکن است تنها سلاح موجود را به کار برد: کند کردن سرعت. این تنها راه او برای گفتن «من هم اینجا صاحب نظر هستم» است.
راه حل: خروج از چرخه معیوب
پس چگونه میتوان این چرخه معیوب را شکست؟ کلید کار، جایگزینی "فشار" با "آمادهسازی" و "همکاری" است.
۱. پیشبینی و برنامهریزی واقعبینانه: بزرگترین دشمن شما، کمبود زمان است. همیشه ۱۵ دقیقه بیشتر از آنچه فکر میکنید نیاز دارید، در نظر بگیرید. این پنجره زمانی اضافه، فشار را از دوش شما برمیدارد و اجازه میدهد آرامش بیشتری داشته باشید.
۲. ایجاد روتین: کودکان در ساختار رشد میکنند. یک برنامه ثابت صبحگاهی (مثلاً: اول لباس بپوش، بعد صبحانه بخور، سپس دندانها را مسواک بزن) به کودک حس امنیت و پیشبینیپذیری میدهد. او میداند بعد از چیست و این امر نیاز به دستورالعملهای مکرر و استرسزا را کاهش میدهد.
۳. تبدیل کارها به بازی: به جای فریاد زدن «بستن کفشها چقدر طول میکشد؟»، بگویید «بیا ببینیم چه کسی میتواند قبل از تمام شدن این آهنگ کفشهایش را بپوشد!» یا «بیا مسابقه بدهیم که چه کسی زودتر میتواند لباس بپوشد.» این کار، حالت تهدید را به یک چالش بامزه تبدیل میکند.
۴. دادن حق انتخاب و هشدار: به جای دستور، گزینه ارائه دهید: «دوست داری امروز این ژاکت قرمز را بپوشی یا آبی؟» این کار حس کنترل را به کودک میدهد. همچنین، از هشدارهای زمانی استفاده کنید: «عزیزم، ما پنج دقیقه دیگر باید خانه را ترک کنیم.» این به او کمک میکند تا ذهنیت خود را از "اکنون" به "آینده نزدیک" تغییر دهد.
۵. آرامش شما، کلید موفقیت است: وقتی احساس میکنید استرس دارید، چند نفس عمیق بکشید. به یاد داشته باشید که عجله و فریاد شما نتیجه معکوس دارد. یک والد آرام، یک کودک همکار را پرورش میدهد.
سخن پایانی
کند بودن کودک در مواجهه با عجله شما، یک شکست اخلاقی یا لجبازی عمدی نیست. این یک پاسخ عصبی-روانشناختی طبیعی به یک محیط پرفشار است. با درک این مکانیسم، میتوانیم نقش خود را از "فرمانده مضطرب" به "راهنمای آرام" تغییر دهیم. وقتی ما عجله را کنار بگذاریم و به کودکان خود "زمان" هدیه دهیم، در واقع به آنها اجازه میدهیم مهارتهای ضروری زندگی را در یک محیط امن و قابل اعتماد رشد دهند. شاید این سرمایهگذاری چند دقیقهای در صبح، گرانبهاترین هدیهای باشد که برای آرامش امروز و استقلال فردای آنها میدهیم.